محمد مفيد مستوفى بافقى

364

جامع مفيدى ( فارسى )

اكثر علوم متداوله خاصه در فن طب يد طولى دارند ، اما از غايت دين‌دارى متوجه معالجهء مرضى از امراض جسمانى نگشته سوداوى مزاجان علت تنازع را به داروى سودمند تصالح مداوا مىنمايد . از لسان گوهرافشانش كه مفاتيح خزاين فضل و احسانست در وقت افاده ، نظم : عقل واله شود و ديده بماند حيران * دل منور شود و قوت روان يابد جان به ظرافت طبع و جودت ذهن و سرعت قريحت اتصاف داشت و جمهور عقلا به حسن تدابير صايبه و صحت آراء ثاقبه‌اش اقرار و اعتراف دارند و از كمال وثوق و اعتقاد همه روزه صغير و كبير در مهام كليه و امور جزئيه براى مقتبس « 1 » تقصى مىنمايند ، شعر : شد از سعيش قوى اركان اسلام * ندارد جز شريعت‌پرورى كام [ 280 الف ] در تحرير سجلات و صكوك شرعيه متوحد زمان و منفرد عصر است . چنان كه بر محررات مهرهء اين فن هميشه نقطهء شك گذاشته خط بطلان مىكشند و پيوسته فيصل معاملات شرعيه و قطع منازعات كليه در خدمت شريفش مىشود و آباء و اجداد كرامش نيز در اعصار خود مشار اليه و مرجع اليه طوايف خلايق بوده‌اند . اميدوارى به كمال مكرمت كردگارى آنكه پيوسته آن حاوى فضايل انسانى مقرون به حصول انواع امالى و امانى در غايت عافيت و كامرانى روزگار خجسته آثار گذراند و پيوسته از رشحات سحاب كلك گوهربار و قطرات غمام خامهء گوهر نثار رياض فضل و كمال را ناضر و ريّان گرداند ، بمنه و فضله و عونه و طوله . مقوى شريعت غزا و حامى دين حنيف بيضا قاضى صفى الدين محمدا بر سرا بوستان خاطر فيض مظاهر ارباب فضل و كمال و صدرنشينان مسند شريعت و اجلال آرايش يافته خواهد بود كه اشتهار آن افتخار قضاة عظيم المقدار

--> ( 1 ) - اصل : متقبس .